الشيخ محمد علي الگرامي القمي

91

مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى)

دوستى اين اطلاق وجود ندارد ؛ زيرا از هر دو طرف است يعنى گاهى اين دنبال او و گاهى برعكس . اما در نگهبانى و سرپرستى است كه ولايت ، اطلاقى تحقق دارد كه اين كاملا بر او سلطه دارد و او هم كاملا تحت سلطه اين است . ولايت دوستى ، ولايت اطلاقى نيست ، ولايت سرپرستى اطلاقى است . در سوره بقره مىفرمايد كه : فان كان الذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً او لا يستطيع ان يملّ هو فليملل وليه بالعدل - اگر بدهكار سفيه است يا ضعيف است يا قدرت املاء ندارد ولى او املا كند ، املاى عادلانه . ولى يعنى كسى كه سرپرست كارهاى او شده است . ( من قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا - كسى كه مظلومانه كشته شود ما براى ولى او سلطه و حكومتى قرار داديم » . « وليه » يعنى كه ؟ يعنى رفيق او ؟ يا كسى كه سلطه بر كارهاى او دارد ، و سرپرست و مدبّر كارهاى اوست ، او سرپرست و صاحب اختيار خون او است . در اين مطلب نبايد ترديد كرد . در آيهء كريمهء سورهءمائده ؛ انّما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا : ولى شما خدا و رسول خدا و . . . ؛ آيا يعنى خدا و رسول دوست شمايند ؟ اساساً در اين آيه صحبت دربارهء اين بوده كه شما كفار را اوليا نگيريد . آنها مىخواستند تحت نفوذ كفار بروند . آيهء ولايت